سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
................................................................. یک واقعه هولناک اقتصادی در جهان در حال شکل گرفتن است - حسابدار


حسابدار


سال 1395((سال اقتصاد مقاومتی ،اقدام و عمل ))

یک واقعه هولناک اقتصادی در جهان در حال شکل گرفتن است

یک اقتصاددان برجسته ؛
یک واقعه هولناک اقتصادی در جهان در حال شکل گرفتن است(1)
توکیو - استاد اقتصاد دانشگاه یوکوهامای ژاپن با اشاره به بحران های اخیر در بازارهای مالی جهان گفت: یک واقعه هولناک اقتصادی درحال شکل گرفتن در جهان است.

دکتر "محمد نقی زاده" روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با اشاره به حجم تزریق بیش از 370 میلیارد دلار به بازارهای مالی که اخیرا از سوی ژاپن ، انگلیس ، آلمان و فرانسه صورت گرفت، اما بازار پاسخ مثبتی از این اقدام نگرفته است، خاطرنشان کرد: این اقدام نشانه آن است که یک واقعه هولناک اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار می دهد.

نقی زاده با اشاره به کاهش سهام در بازار توکیو متعاقب سقوط سهام در بازار نیویورک گفت: سهام نیکی که از میانگین نرخ سهام 225 شرکت بزرگ در بازار سهام توکیو برآورد می شود، هم اینک به سطح هفت هزار واحد رسیده است.
وی توضیح داد: این نوسانات و کاهش های مکرر سهام در بازارهای مالی جهان که ما از آن به عنوان جت کورس یا سقوط شدید یاد می کنیم ناشی از آن است که اقداماتی را که دولت های آمریکا و اروپا در تزریق دلار به بازارهای مالی می کنند، هنوز بازار را قانع نکرده است که سیستم بانکی جهان را به سوی امنیت و اطمینان هدایت کند.
وی گفت: از سوی دیگر این بحران یک بحران مالی نیست زیرا اگر بحران مالی بود بر روی اقتصاد واقعی تاثیر می گذاشت.
وی در توضیح این موضوع افزود: تاکنون گفته می شد که بانک ها نقدینگی ندارند، تسهیلات ارایه نمی کنند و یک نوع انقباض در تسهیلات و وامها بوجود آمده است، اما الان متوجه می شوند که با سقوط این بحران های مالی، بانکی و تسهیلات ، تاثیر عمده ای بر روی اقتصاد واقعی می گذارد.
وی اضافه کرد: اقتصاد واقعی و اقتصاد مالی دو مقوله جدا از هم هستند و اقتصاد مالی در واقع روغن چرخ دنده اقتصاد واقعی و تسهیل کننده آن است، یعنی حرکت پول برای تسهیل چرخ دنده های اقتصاد واقعی است که در این راستا کارخانه ها تولید کنند، اشتغال ایجاد شود و تورم را کنترل کنند و نقدینگی در این جهت کار کند.
برنده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال 1385 برای نوشتن کتاب "مبانی تفکرات اقتصادی و توسعه ای ژاپن" گفت: هم اینک بسیاری از کارشناسان متوجه شده اند که با این حجم عظیم نقدینگی که به بازارهای مالی تزریق شده و در تاریخ اقتصاد جهان سابقه نداشته است، دارد تاثیرات سوئی بر اقتصاد واقعی وارد می شود و در نتیجه ممکن است یک رکود جهانی و شاید شدید تر از رکود دهه های 1929 تا 1933 بوجود آید.
دکتر نقی زاده خاطرنشان کرد: این عدم اطمینان را باعث شده است که اگر یک روز شاخص سهام دربازارهای سهام کشورهای مختلف جهان از جمله ژاپن افزایش یابد ، دوباره این شاخص سقوط می کند.
وی در ادامه گفت: اقتصاد آمریکا به طور کلی دوران سرمایه داری صنعتی را پشت سر گذاشته و وارد دوران سرمایه داری مالی شده است که این مساله یک نقطه بسیار کلیدی محسوب می شود و اگر به آن توجه نکنیم قادر به تحلیل مسایلی که در اقتصاد آمریکا اتفاق می افتد، نیستیم چون ساختار اقتصادی هر کشور گویای واقعیت خوب و بد اقتصاد آن کشور چه بحران و چه رونق است.
استاد اقتصاد دانشگاه های مطرح ژاپن افزود: از این جهت می گویم که آمریکا وارد دوران سرمایه داری مالی شده است که در حال حاضر حجم ارزش سهام ، اوراق بهادار و دارایی های مستغلات و دیگر دارایی های آمریکا 442 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است.
نقی زاده افزود: یعنی اگر تولید ناخالص داخلی این کشور را به طور تقریبی 13 هزار میلیارد دلار در نظر بگیریم، ارزش سهام شرکتها ، اوراق قرضه و دارایی های مستغلات در آمریکا حدود چهار برابر است که این رقم نشان دهنده آن است که اقتصاد آمریکا وارد اقتصاد داراییهای مالی شده است.
وی اضافه کرد: از طرفی اگر تولید ناخالص داخلی این کشور را درنظر بگیریم ، 70 درصد تولید ناخالص ملی این کشور مصرف است که این رقم برای ژاپن 61 درصد است و بعد به هزینه هایی که دولت می کند و یا هزینه های سرمایه گذاری است.
وی گفت: از سوی دیگر آمریکا هم اینک دارای بزرگترین کسری تجاری مالی در جهان است به طوری که این کشور سالانه حدود 500 میلیارد دلار کسری تجاری دارد و حدود 700 میلیارد دلار نیز در سال جاری میلادی کسری بودجه دارد.
به گفته نقی زاده ، با توجه به این که آمریکا با تزریق پول به سیستم بانکی به دنبال خرید شرکتها و ملی کردن بانکها در این کشور است ، انتظار می رود این رقم در سال آینده میلادی به 900 میلیارد دلار بررسد که در نتیجه بدهی های دولت آمریکا افزایش خواهد یافت.
وی گفت: این کسری بودجه آمریکا تقریبا سه برابر تولید ناخالص ملی ایران یعنی در حدود 455 میلیارد دلار در طی سال جاری میلادی است که پیش بینی می شود این رقم در سال آینده میلادی به 700 میلیارد دلار افزایش یابد.
این استاد اقتصاد می گوید: با توجه به این تزریق پولی که دولت آمریکا ناگزیر است امسال انجام دهد، متمم بودجه این کشور را همین طور که به مجلس برده به مجلس ببرد و پول را هم که در خزانه آمریکا که یک کشور بدهکاری است و برای کسری موجود باید اوراق قرضه منتشر کند،لذا ملاحظه می گردد که در آمریکا هر روز گودالی کنده می شود ، بدون آنکه این گودالها پر شوند.

* آمریکا بزرگترین بدهکار جهان است
نقی زاده در ادامه با بیان این که آمریکا علاوه بر کسری بودجه و کسری تجاری این کشور در حال حاضر بزرگترین بدهکار جهان است ، گفت: این کشور حدود پنج هزار میلیارد دلار بدهی دارد که حدود 40 درصد تولید ناخالص این کشور است.
وی افزود: البته این مساله دلیلی بر این نیست که بخواهیم اقتصاد آمریکا را ضعیف بدانیم چون اقتصاد آمریکا ، فناوری و علوم پایه این کشور یک قدرت مافوقی است ، اما در این جا ما به دنبال رسیدن به دلایل بحران اقتصادی در این کشور هستیم.

* علت اصلی بحران مالی که در بازارهای جهانی به راه افتاده است
دکتر نقی زاده گفت: واژه هایی در اقتصاد وجود دارد که از جمله آنها "شکست بازار" و "شکست دولت" و پس از آنها "بحران اعتماد" است که هم اینک در این مرحله قرار داریم.
وی در توضیح این مساله افزود: یعنی آن که ابتدا بازار شکست خورد و بازار مالی نتوانست خودش را نظارت کند و این اعتقادی که به مکانیزم بازار می رفت، بخصوص در بازار مالی شکست خورده است و نتیجه آن نیز همین بحران مالی است.
استاد اقتصاد دانشگاه های ژاپن اضافه کرد: دولت آمریکا آمده است این بحران مالی را با تزریق نقدینگی جبران کند که این اقدام جواب نداد و بنابراین دولت هم با شکست روبرو شده است و براین اساس نیز هم اینک این مسایل موجب بروز یک مشکل عدم اعتمادی بین بازار و دولت و بین سرمایه گذار و مصرف کننده و بنگاه و بازار مصرف شده است.
نقی زاده خاطرنشان کرد: نتیجه شکست بازار، شکست دولت و متعاقب آن ایجاد بحران اعتماد به یک رکود اقتصادی در جهان تبدیل خواهد شد.

* علت العلل بحران های اخیر در بازارهای مالی جهان
نقی زاده با بیان این که وام مسکن ساپ رایم آمریکا از جمله علت العلل بحران های اخیر در بازارهای مالی جهان است، گفت: ساپ رایم ها وامهایی هستند که در سه سال اول با بهره کم ولی از سه سال بعد از آن با بهره بالا ولی به طبقاتی که قدرت بازپرداخت اقساط را ندارند، داده شده است.
وی افزود: علت آن این است که بانکهای آمریکا و مدیریت آنها به سمت مدیریت آمریکایی که به دنبال حداکثر کردن سود بنگاه ها است یعنی دنبال عدالت و تساوی و برابری نیست ، حرکت کرده و این طمع شرکتها و بنگاهها و موسسات مالی موجب شده است تا بدون این که نظارت دقیقی بر روی دادن تسهیلات به افراد انجام شود ، اقدام به پرداخت وام شده است.
وی گفت: این بنگاه ها ، شرکت ها و موسسات مالی آمریکایی بدون این که نظارتی کنند و داراییهای وام گیرنده از جمله درآمد وی و قدرت بازپرداخت وام توسط این افراد را بررسی کنند ، وام هایی را پرداخت کرده اند و این وامها سپس به محصولات مالی و کالا تبدیل شده و به سراسر دنیا فروخته شده است.

* اگر واقعا این مساله بحران مسکن بود به اقتصاد داخلی آمریکا اختصاص داشت
دکتر نقی زاده خاطرنشان کرد: اگر واقعا این مساله ، فقط یک بحران مسکن بود به اقتصاد داخلی آمریکا اختصاص داشت و نباید به خارج سرایت می کرد و این کشور می توانست آن را در اقتصاد داخلی خود حل و فصل کند.
وی ، گفت: مشکل از اینجا ایجاد شده است که افرادی که این وامهای تسهیلاتی را دریافت کرده اند از جمله در ایران ، شروع به فروش این حقوقشان کردند و این مساله موجب شد تا این که اقساط وامهای ساختمانی را به کالاهای مالی تبدیل کردند و این کالاهای مالی که با ریسک بسیار زیادی روبرو بود ،به تمام کشورهای دنیا و موسسات مالی فروخته شد.
وی افزود: براین اساس آن ریسکی که اگر در حد وام مسکن باقی بماند ، رابطه ای بین دریافت کننده وام مسکن و پرداخت کننده آن است و در این راستا پرداخت کننده نیز نظارت می کند که آیا این وام گیرنده حقوق کافی و نیز توانایی بازپرداخت این وام را دارد یا خیر؟ ، ضمن این که ریسک پرداخت این وام را هم اندازه می گیرد.
به گفته نقی زاده ، اما اگر بانک اقساط وام گیرنده را تبدیل به کالا کرد و آن را به کشورهای دیگر بفروشد، در این صورت ریسک غیرقابل کنترل می شود و مثل ویروس هایی که به رایانه ها می زنند ، در آن واحد این هکر تبدیل تسهیلات مسکن به کالای مالی، به اقتصاد سراسر جهان سرایت پیدا می کند.
وی، افزود: این مساله شکست بازار است زیرا مکانیزم بازاری که مدعیان آن معتقدند منابع را بخوبی توزیع می کند و ریسک را هم به حداقل خواهد رساند، در اینجا مشخص شد که بازار نتوانسته است در این زمینه کاری کند و کنترل بازار مثل یک ماشینی که ترمز آن بریده شده ، در سرازیری افتاده است.
* کاهش نرخ بهره دلار باعث افزایش تقاضا برای وام مسکن در آمریکا شد
استاد اقتصاد دانشگاه های ژاپن در ادامه گفت: کاهش نرخ بهره دلار توسط " آلن گیرین اسپن"، رییس پیشین فدرال رزرو آمریکا که از زمان "رونالد ریگان" رییس این بانک بود ، از اواخر دهه 90 شروع شد و همین مساله موجب شد تا تقاضا برای وام مسکن افزایش یابد.
نقی زاده افزود: در این جا دو مشکل اساسی وجود دارد که یکی مشکل تکنیکی است که بر اساس آن مقامات پولی آمریکا نتوانستند نرخ بهره را آنچنان تنظیم کنند که موجب بروز حباب در قیمتهای مسکن نشود و دیگری مشکل عدم کارکرد و یا مشکل شکست بازار است به طوری که بازار نتوانست خودش را نظارت کند و به طور خودکار نتوانست ریسک ها را به حداقل برساند.
وی با بیان این که بحران آمریکا با بحران دهه 1990 ژاپن که معروف به دهه از دست رفته است نیز یک نقطه اشتراکی دارند، گفت: تمام این ها عمدتا تولید حباب در ارزش مستغلات ایجاد شده است یعنی اکثر عمده تحولات، بحران پولی آسیای جنوب شرقی در سال 1997 میلادی نیز از تولید حباب در قیمت مستغلات ایجاد شد.
وی افزود: یعنی حباب در وهله نخست خود را در قیمت مستغلات نشان می دهد و قیمت مستغلات که افزایش می یابد، بانکها نیز به دلیل آن که مسکن را گرو می گیرند، طمع می کنند و وام می دهند ، لذا هرچه قیمت مسکن بالا می رود بانک متوقع تر می شود تا وام بیشتری ارایه کند و مستغلات بیشتری را زیر رهن خود بیاورد.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر نرخ بهره که کم می شود ، تقاضا برای دریافت تسهیلات بیشتر می شود و این مساله نیز به طور معمول چه می خواهد این بازار یک بازاری نظیر بازار مالی ایران و یا بازارهای کلاسیکی نظیر ژاپن و آمریکا باشد.

دکتر محمد نقی زاده در ادامه گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا درخصوص بحران های اخیر در بازارهای مالی جهان افزود: در بحران فعلی آمریکا، همانند بحران دهه 1990 میلادی ژاپن، دولت قدرت نظارت و کنترلی خود را بر روی تسهیلات اعطایی که با کاهش نرخ بهره و افزایش تقاضا برای دریافت تسهیلات ساختمانی روبرو بود، از دست داد و بازار رها شد و همانند خودرو ترمز بریده ای که در سراشیبی رها شده، تبدیل به یک بحران اعتماد ملی و سپس تبدیل به بحران پول شد.
نقی زاده خاطرنشان کرد: ازسوی دیگر در چنین شرایطی وقتی موسسات مالی نظیر لیمن برادرز و دیگر موسسات مالی آمریکایی دولتی می شوند، حتی قادر به پرداخت حقوق کارمندان خود هم نیستند و براین اساس صدمات بحران بازار پول در مقابل صدمات بحران نظام بانکی قرار می گیرند.
وی با بیان این که بحران بازار پول در مقابل بحران نظام بانکی تاثیرات به مراتب کمتری بر روی اقتصاد واقعی دارد، گفت: مساله آن است که وقتی شما با بحران پول روبرو می شوید، درک و شناخت مکانیزم بحران بسیار سخت تر است یعنی پول از کجا می رود و به کجا می آید.
* صندوق های تامین سرمایه گذاری منابعی برای کاهش ریسک هستند
دکتر نقی زاده با اشاره به صندوق های تامین سرمایه گذاری (hedge fund) یا (صندوق های فرار) اظهار داشت: این صندوق ها منابعی برای کاهش ریسک هستند که سرمایه گذاریهایی می کنند بدون این که زیر نظارت کسی و یا چیزی باشند.
وی گفت: این صندوق ها به راحتی از مرزها عبور می کنند و حجم و ابعاد نقل و انتقالات پولی توسط آنها به حدی رسیده است که هیچ بانک مرکزی به تنهایی قادر به مقابله با آن نیست به طوری که در یک روز فقط دو هزار میلیارد دلار ارز مبادله می شود و بر این اساس کسی می تواند با آن مقابله کند که حدود دو هزار میلیارد دلار ذخایر ارزی داشته باشد.
* ابعاد حرکت پول در جهان به اندازه ای است که هیچ بانک مرکزی قادر به مقابله با آن نیست
دکتر نقی زاده با بیان این که ابعاد حرکت پول در جهان به اندازه ای است که هیچ بانک مرکزی قادر به مقابله با آن نیست، گفت: این هم مساله ای است که موجب بروز کالاهای جدید مالی همانند صندوق های تامین سرمایه گذاری شده است که از زیر کنترل و نظارت خارج می شوند و روند و ردیابی پول برای شناسایی را بسیار مشکل کرده است.
وی افزود: از این نظر هم بدون داشتن دستگاه های نظارتی و شفاف سازی اطلاعاتی، در حال حاضر انواع مبادلات کالایی در دنیا انجام می شود و کسی نمی داند که چه کالایی و چه میزانی ریسک به دنبال دارد و چقدر این ها دچار ریسک شده اند.
وی اضافه کرد: حتی دولت ها نیز قادر به شناسایی این ریسکها نیستند، بخصوص دولت آمریکا که حزب جمهوریخواه این کشور معتقد است، همه چیز را باید به بازار واگذار کنیم ، همانند برخی روزنامه های اقتصادی ایران که به دنبال همین مساله هستند و من با این افراد مخالف هستم.
به گفته نقی زاده، نتیجه چنین مساله ای آن است که هیچ دریچه ای برای خروج از بحران در شرایط کنونی وجود ندارد و نه بازار به دولت اعتماد می کند و نه دولت می تواند با سیاست گذاریهای دقیق، بموقع و سریع خود اقدامی کند.
* بحرانهای مالی افزایش می یابد
برنده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال 1385 برای نوشتن کتاب "مبانی تفکرات اقتصادی و توسعه ای ژاپن" در ادامه تاکید کرد: هرچه شفافیت امور مالی یا سیستم های مالی از سوی کشورها به تعویق بیفتد، ابعاد بحران مالی افزایش می یابد.
نقی زاده گفت: آن چیزی که باعث شد تا بحران مالی، بانکی و بحران اقتصادی ژاپن از سال 1991 تا 2003 ادامه پیدا کند، آن است که ژاپنی ها در کار خود تعلل کردند، بدین معنی که بانکها از ارایه تسهیلات سوخته خودشان ابا داشتند.
وی با بیان این که من با نظرات جدید دولت دکتر "محمود احمدی نژاد" رییس جمهوری ایران مبنی بر این که باید تمام روند اقتصادهای دولتی در ایران شفاف شود، کاملا موافق هستم ، اظهار داشت: ترازنامه های بانکها هیچ چیز را نشان نمی دهد و در ترازنامه و بیلان بانکها تسهیلات سوخته وامهایی که بازنمی گردد، مستتر نیست.
نقی زاده اضافه کرد: براین اساس نباید فقط به بیلان بانکها اطمینان کرد، بلکه دارییهای بانکها نیاز به ارزیابی مجدد دارند.
وی خاطرنشان کرد: به علت این که بانکهای ژاپنی در مقابل شفاف سازی وامهای سوخته و یا بدهکاریهای سوخته خود مقاومت کردند، لذا دولت ژاپن در سال 1997 میلادی وقتی پکیجی را درست کرد و به بازارهای مالی این کشور پول تزریق کرد، جوابی نگرفت و مجبور شد تا چند موسسه مالی از جمله بانک رزونا این کشور را ملی کنند و دوباره در سال 2002 میلادی پول به بازارهای مالی تزریق کنند و حل این مساله طولانی شود.
استاد اقتصاد دانشگاه های ژاپن با بیان این که آمریکا نیز درحال حاضر این گونه است هرچند که با سرعت بیشتری در مقایسه با ژاپن عمل کرد، گفت: البته آمریکا باید سال گذشته میلادی (2007) و در هنگامی که بحران ساب پرایم رخ داد انجام می داد اما مسایلی همچون انتخابات ریاست جمهوری و یکسری مسایل ایدئولوژیکی بین احزاب جمهوری خواه و دمکرات باعث طولانی شدن آن شد.
نقی زاده گفت: حزب جمهوریخواه آمریکا معتقد به مکانیزم بازار است و حاضر نیست، دولت برای رهایی بنگاه ها پول خرج کند و می گوید که بنگاه ها باید با مسئولیت خودشان شکست بخورند و دولت به دلیل این که پول مالیات دهندگان را در اختیار دارد و پولی را که می خواهد به بانکها تزریق کند و یا به خرید سهام بانک ورشکسته مبادرت کند، پول مالیات دهندگان است.
وی افزود: اما حزب دمکرات آمریکا معتقد است که ابعاد فاجعه آنقدر زیاد است که باید به کمک موسسات پولی، مالی و بنگاه ها رفت تا آنها را نجات دهیم که سرانجام نیز این لایحه تصویب شد.
* سه شرط عمده برای کنترل بحران در بازارهای مالی
دکتر نقی زاده با بیان این که درحال حاضر سه شرط عمده برای کنترل بحران در بازارهای مالی وجود دارد،گفت:"سرعت اعمال سیاست های اقتصادی" یکی از این شروط است یعنی هرچه سیاست های اقتصادی در جهت تزریق پول، ملی شدن و خرید سهام و یا اسناد به تعویق بیفتند ابعاد فاجعه بیشتر می شود که ژاپنی ها از این نظر خیلی تعلل کردند ولی آمریکاییها خیلی سریع اقدام کردند.
وی افزود: ازسوی دیگر تزریق پول به بازارهای مالی به تنهایی کافی نیست، همین طور که امروز بازار در آمریکا و ژاپن نشان داد.
وی در این زمینه توضیح داد: بازار به این میزان تزریق های پولی که از سوی بانکهای مرکزی آمریکا، اروپا و ژاپن صورت گرفته است اعتماد نمی کند چون این بانکها این پول را که تزریق می کنند، می خواهند سهام یک شرکت ورشکسته را خریداری کنند و یا اسناد و تسهیلات سوخته آن را خریداری کنند پیش از آن که آن را ارزش گذاری کنند.
وی گفت: به عنوان نمونه هم اینک بهای سهام شرکت خودروسازی فورد به یک دلار رسیده است در صورتی که یک زمان هر سهم این شرکت 10 دلار بود و براین اساس است که این ارزش گذاری به طور شدیدی نسبت به بنگاه ها باید انجام بگیرد.
وی افزود: دولتها باید بیایند و با تشکیل یک تیم مستقل، بدون تاثیرات سیاسی چپ و راست و ایدئولوژی بنگاه ها را ارزشیابی کنند که مثلا چقدر دارایی دارد و چه میزان ارزش سهام آن است و چقدر فناوری دارد و تزریق پول به تنهایی کافی نیست.
* اطمینان بازار از کجا شروع می شود
این استاد اقتصاد در ادامه گفت: عدم اطمینان بازار از اینجا شروع می شود که 250 میلیارد دلاری که آمریکا به بازار تزریق کرده است، صرف چه می خواهد بکند و چه چیزی را می خواهد خریداری کند، اگر موسسه مالی لیمن برادرز را می خواهد خریداری کند، به چه قیمتی؟، دولت آمریکا نتوانست به این ها جواب دهد و تا این ها مشخص نشود بازار اطمینان پیدا نمی کند که پول دارد در راه درست آن استفاده می شود.
نقی زاده افزود: یعنی اول باید شرکت ها ارزیابی شوند و بعد پول تزریق شود که این جریان در حال حاضر برعکس است یعنی اول پول تزریق می کنند و سپس ارزیابی می کنند و بازار هم می گوید که چون ما نمی دانیم که این پول را چه می کنید و ممکن است در آن فساد ایجاد شود ، برای همین هم است که نسبت به دولت و تزریق پول به بازارهای مالی عدم اطمینان ایجاد شده است و همین عدم اطمینان ممکن است در جاهای دیگر هم وجود داشته باشد.
* ارزیابی بر اساس بیلان بانکها اشتباه است
دکتر نقی زاده می گوید، اگر شما می خواهید فقط براساس بیلان بانکها آنها را ارزیابی کنید این اقدامی بسیار اشتباه است چون بانکها در بیلان خود دستکاری می کنند و در این زمینه نباید هیچ تردیدی داشته باشید.
وی در بیان علت این موضوع گفت: چون در نظام سرمایه داری "اخلاق" سقوط کرده است و اگر دست نامرئی که "آدام اسمیت" 200 سال پیش مطرح کرده بود، آن دست نامرئی اخلاق، صداقت و پاکیزگی بود که الان در نظام سرمایه داری سقوط کرده است و در آمریکا هم به طور کامل مشخص شد که بزرگترین کشوری که از دستگاه نظارتی قوی برخوردار است نباید فقط به بیلان بانکها اطمینان کند و باید رفت و داراییهای بانکها را نظیر میزان داراییها ، بدهیها، بدهی های سوخته آنها، بستانکار و طلبکار بودن آنها را باید مشخص کرد و سپس پول تزریق کرد.
وی افزود: این مساله ای است که من فکر می کنم یکی از دلایلی بود که به رغم تزریق 200 میلیارد دلار در آمریکا و حدود 360 میلیارد دلار در اروپا ، جواب مثبت نداد و نشان دهنده آن است که بازار به این مساله اطمینان ندارد.
ٍ نقی زاده گفت: سومین شرط مقابله با بحران آن است که سیاستمداران پوست خربزه نباید زیر پای مقامات پولی بیندازند یعنی به محض آن که سیاستهای پولی سیاسی شد، سرانجام آن سیاست را باید بخوانید ، همانند آنچه که در ژاپن و آمریکا اتفاق افتاد.
وی افزود: اگر لایحه ای که به کنگره آمریکا اریه شد ، در مرحله اول تصویب شده بود شاید دنیا این گونه با بحران مالی روبرو نبود و سرنوشت دنیا تغییر نمی شد.

دکتر محمد نقی زاده در ادامه درخصوص بحران های اخیر در بازارهای مالی جهان افزود: شرط چهارم در راستای کنترل بحران در بازارهای مالی جهان، شفاف سازی است و پرده پوشی کنار گذاشته شود.
نقی زاده خاطرنشان کرد: به محض آن که کوچکترین ابری بر فضای مالی ایجاد شود و می خواهد مبهم شود، اقتصادی نیاز است که می خواهد با بازار کار کند، چون بازار قدرت بزرگی دارد به طوری که اتحاد جماهیر شوروی سابق به دلیل قدرت نظامی شکست نخورد زیرا این کشور هفت هزار موشک کلاهک هسته ای و چندین بمب اتم داشت، اما این فشار بازار بود که آن را نابود کرد.
* قدرت بازار هم اینک آمریکا، بزرگترین قدرت اتمی را تخریب کرده است
نقی زاده گفت:درحال حاضر نیز این قدرت بازار است که آمریکا را که دارای بزرگترین قدرت اتمی و نظامی درجهان است را تخریب می کند و این را باید تمام سیاسیون و رهبران جهان بدانند که قدرت تخریبی بازار و اقتصاد آنچنان عظیم است که هفت هزار موشک دارای کلاهک هسته ای قادر به مقابله با آن نیست و سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی این موضوع را ثابت کرده است و سرنوشت کنونی بحران آمریکا نیز حاکی از این واقعیت است.
وی پنجمین عامل در زمینه کنترل بحران در بازارهای مالی جهان را "قدرت رهبری" دانست و گفت: کسی باید رهبری را در اختیار داشته باشد که در زمان بحران بتواند صداهای نامربوط و غیر تخصصی را از میان بردارد و دارای یک قدرت برنده و اجرایی باشد که متکی بر اعتماد و اطمینان مردم باشد.
وی افزود: درحال حاضر در آمریکا یک نوع دمکراسی خاص خودشان وجود دارد، اما دولت بوش رییس جمهور این کشور هرچقدر تلاش کندکه اطمینان مردم امریکا را به خود و سیاست هایش جلب کند، نمی تواند چون مردم اطمینانشان را به دولت از دست داده اند و زمانی که این عدم اطمینان به وجود آید ،قدرت کاربری خود را از دست خواهد داد.
* یک هزار و 420 میلیارد دلار زیان موسسات مالی آمریکا و اروپا
نقی زاده گفت: براساس آخرین آمار ارایه شده از سوی صندوق بین المللی پول (آی.ام.اف) در زمینه "زیانهای مالی موسسات در دنیا" در حال حاضر حدود یک هزار و 420 میلیارد دلار زیان موسسات مالی آمریکا و اروپا برآورد شده است.
وی افزود: نصف این زیان ها را که حدود 700 میلیارد دلار است درحال حاضر آمریکا تعهد کرده است، حدود 400 میلیارد دلار آن را کشورهای اروپایی تضمین کرده اند و مقداری نیز ژاپن تضمین خواهد کرد و احتمالا سراغ کشورهای عربی نیز خواهند رفت.
این استاد اقتصاد با بیان این که زیانهای موسسات مالی آمریکا و اروپا به اعتقاد من بیش از آن چیزی است که صندوق بین المللی پول مطرح کرده است، گفت: علت آن این است که صندوق بین المللی پول (آی.ام.اف) بر بانک های مرکزی نظارت دارد اما بانک های غیرمرکزی و مخصوصا بانک های سرمایه گذاری نظیر لیمن برادرز که یک بانک سرمایه گذاری بود، را ندارد.
* دیگر بانک سرمایه گذاری در وجود نخواهد داشت
دکتر نقی زاده با اشاره به بحران های اخیر در بازارهای مالی ابراز اطمینان کرد که پس از این تحولات اخیر دیگر بانک سرمایه گذاری در جهان وجود نخواهد داشت.
وی به تزریق پول در بازارهای مالی اشاره کرد و گفت: تزریق پول به بازارهای مالی نیز مشکلات خاص خود را دارد که از جمله ارزیابی قیمت سهام است که باید مشخص شود چه کسی آن را انجام می دهد ، با چه سرعتی انجام خواهد شد و چه تیم متخصصی باید راه بیندازید که قیمت سهام این سرکتها را ارزیابی کند، میزان وامهای سوخته اینها چقدر است و این موسسات چقدر بدهکار هستند.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر بانکهای خصوصی از یکسو علاقه مند هستند که از سوی دولت کمک شوند و از سوی دیگر می گویند دولت نباید در مدیریت این موسسات دخالت کند که این مساله امکان پذیر نیست.
وی توضیح داد: بانکهای خصوصی از یک سو دستشان به طرف دولت دراز است اما از سوی دیگر می گویند در مدیریت آنها نباید دخالتی از سوی دولت صورت بگیرد، بخصوص موسسات پولی و مالی آمریکا می گویند که دخالت نکنید و علت آن هم در این موضوع نهفته است که یکی دستکاری های دفترها به دلیل حقوق کلان مدیران آمریکایی است.
وی افزود: حقوق مدیران آمریکایی حدود 110 برابر حقوق متوسط یک کارمند معمولی است ، این رقم در ژاپن حدود 20 تا 30 درصد است یعنی رییس شرکت تویوتا یا شرکت های سونی 30 برابر متوسط حقوق کارکنانش حقوق دریافت می کنند و براین اساس است که مدیران آمریکایی برای حفظ منافع خودشان نمی خواهند که دولت در دفترهای آنها دخالت کند و معتقدند که آزادی و مکانیزم بازار است که این در شرایط بحران دیگر جواب نخواهد داد.
* افزایش برابری ین ژاپن در برابر دلار آمریکا ناشی از بی اعتمادی به تزریق پول است
استاد اقتصاد دانشگاه های ژاپن در ادامه گفت: همه مشکلاتی که مطرح شد باعث آن بحران عدم اطمینان بین بازار و دولت و بین سرمایه گذار، موسسات پولی و دولت شده است.
نقی زاده افزود: علت آن نیز در این است که وقتی ین در بازار ارز ژاپن افزایش می یابد، این مساله نشانه بی اعتمادی به آن 250 میلیارد دلار تزریق پول آمریکا به بازارهای مالی، عدم اطمینان به آینده دلار و مساله رکود اقتصادی آمریکا است که اگر این مساله به شکست بازار ، شکست دولت و بحران عدم اطمینان منجر شود، حتما هم به یک رکود اقتصادی منجر خواهد شد و جداشدن از دلار یک روند شدیدتری را پیدا خواهد کرد و در واقع با افزایش ارزش ین و کاهش شاخص سهام، این بازار دارد به دولت فشار وارد می کند که این از قدرتهای تخریبی بازار است.
* بازار علاوه بر قدرت تخریبی ، قدرت سازنده هم دارد
نقی زاده می گوید: بازار هم قدرت سازنده دارد و هم قدرت تخریبی، وقتی که در دوران رونق است دارای قدرت سازنده می باشد اما در شرایط بحران و عدم اطمینان حتی از بمب اتم هم قدرت آن مخرب تر است، لذا این فشاری است که بازار به دولت می آورد.
وی افزود: سرمنشا اساسی تمامی این سخنان، ساپرایم نیست بلکه سرمنشا اساسی اینها ، آن آزادی سازیها و خصوصی سازی های افراطی بود که از دهه 1980 توسط "رونالد ریگان" رییس جمهور پیشین آمریکا و " مارگارت تاچر" نخست وزیر پیشین انگلیس، درست شد.
وی اضافه کرد: سرمنشا آزادی سازیها و خصوصی سازیهای افراطی که این دو ایجاد کردند، منجر بحران های زیادی از دهه 80 به بعد منجر شد که از جمله می توان به بحران آرژانتین، بحران پولی ترکیه، بحران مالی روسیه، بحران برزیل، بحران ژاپن و درحال حاضر نیز بحران آمریکا را داریم، اشاره کرد.
وی گفت: من با مکانیزم بازار و آزادی سازی موافق هستم ولی به مکانیزم بازاری که تدبیر شده و مدیریت شده باشد.
* شفاف سازی نظام بانکی باید با قدرت انجام شود
نقی زاده گفت: شفاف سازی نظام بانکی باید با سماجت و قدرت انجام شود که البته نیازمند به قانون است و نباید با زور انجام شود و باید برای جلوگیری از انحرافات پول در مجلس قانونی تصویب شود.
وی خاطرنشان کرد: به محض آن که پول منحرف شود، تولید حباب می کند و بحران و انقباض پولی و مشکلات بسیاری در کشورها را به دنبال خواهد داشت.
به گفته نقی زاده، این وام ها که به بانکها داده شده و بانکها به موسسات و افراد داده اند و از سوی دیگر آنها را هم بازپرداخت نمی کنند، اینها هم جزو وام های سوخته است و این وام های سوخته در بیلان های شرکتها مستتر نیست و نوشته نشده است و لذا باید بروند و ببینند که این بانکها هر کدام چقدر وام داده اند، چقدر برگشته و چقدر سوخته است و این ارزش دارایی های واقعی هر بانکی خواهد بود.

* با بحران اخیر آمریکا این کشور برای سالها لوکوموتیو اقتصاد جهان را از دست می دهد
دکتر نقی زاده گفت: بعد از این بحران، اولا آمریکا برای سالها لوکوموتیو اقتصاد جهان را از دست خواهد داد و نظام پولی و مکانیزم بازار دیگر هیچ گاه به دوران 2006 و 2007 میلادی باز نخواهد گشت یعنی یک تجدیدنظر کلی در مورد مسایل بازار و دخالت دولت انجام خواهد شد.
وی افزود: اکثر بانکهای سرمایه گذاری تبدیل به بانکهای معمولی خواهند شد و شما دیگر مواجه با بانکهای سرمایه گذاری نخواهید شد و یا تحت شرایط بسیار سختی این بانکها فعالیت خواهند کرد چون شما رد پول بانکها را که در کجا سرمایه گذاری خواهد شد را می توانید دنبال کنید.
وی اضافه کرد: با جهانی شدن و گلوبالیزیشن یک دیدگاه جدیدی در این زمینه ایجاد خواهد شد و تجدیدنظر کلی در سازمان تجارت جهانی انجام خواهد شد.
نقی زاده گفت: البته موافق اقتصاد بسته نیستم و هیچ وقت به دنبال آن نبودم بلکه طرفدار اقتصاد باز هستم ولی به بازار این گونه لگام گسیخته هم اعتقادی ندارم.
وی افزود: به دنبال این بحران اروپا نیز نظارت بر موسسات مالی را تشدید می کند، احتیاط بیشتری راجع به اقتصاد ملی صورت می گیرد و مرزها نیز برداشته خواهد شد.

منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی - ایرنا

   + مهدی زاده - ۳:٢٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳۸٧